با اجازه ي شما

سفره ي عقد را چيده بودند و عاقد هم آمده بود ؛ اما از داماد خبري نبود . رسيده بود دم خانه ي عروس ؛ ديده بود جلوي خانه ي همسايه دو تا حجله گذاشته اند ، براي دو تا پسر شان كه تازه شهيد شده بودند ؛ شهيدان رستمي . همان وقت به پدر و مادرش گفته بود : « شما برويد من بعداً مي آيم . » رفته بود مجلس شهيدان رستمي نشسته بود و از پدر و مادر شهدا اجازه گرفته بود . تا پايان مراسم عقد سرش پايين بود . مي گفت : « از روي پدر و مادر هاي شهدا شرمنده ام . »

راوي : زهرا پناهي، همسر شهيد علي چيت سازيان

 




نظرات شما
نام و نام خانوادگي :    
ايميل :
نظر شما :
توجه نماييد : نظرات شما پس از تاييد مدير سايت نمايش داده خواهد شد
 
وضعيت نظر جديد : ---

نظرات ارسال شده :

  
تعداد نمايش : ۵۰۳۹
Copyright : www.KongerehSardaran.ir    Email : Info@KongerehSardaran.ir    Powered by : ProgrammersHeaven